۱۳۹۲ مهر ۲۲, دوشنبه

افزایش قیمتها و دَبِه درآوردن برای پرداخت اندک یارانه ها



سه شنبه 23 مهر
افزایش قیمتها و دَبِه درآوردن برای پرداخت اندک یارانه ها
زینت میرهاشمی
حذف یارانه بر کالاهای حامل انرژی، مواد غذایی و افزایش قیمتها با شوک وارد کردن به اقتصاد غیر مولد، مردم را با فقر و تنگدستی بیشتر روبرو کرده است. از سوی دیگر با افزایش قیمت حاملهای انرژی و به کار نیانداختن نقدینگی در تولید، نیروی کار با بیکاری و ناامنی هر چه بیشتر روبرو شده است.
افزایش قیمتها که با حذف سوبسیدها از بسیاری از کالاها صورت گرفت، هیچگاه همخوانی با مبلغ اندکی که به عنوان یارانه پرداخت شد نداشت. از سویی دیگر پرداخت یارانه ها به عنوان کمک به خانواده های کم درآمد هیچگاه به صورت کارشناسی در حکومت فاسد جمهوری اسلامی نمی تواند انجام گیرد. از همان ابتدای پرداخت یارانه ها، امکان پایین آمدن مبلغ، دیر پرداخت شدن، حذف آن و یا محدودتر کردن گیرندگان یارانه ها همواره مردم را تهدید کرده است. در روزهای گذشته خبرهایی مبنی بر حذف 20 ملیون ایرانی برای دریافت یارانه منتشر شد. پایوران رژیم در برخورد به بحران اقتصادی موضوع هدفمندی یارانه ها که در حقیقت حذف یارانه ها است را همواره یکی از چالشهای خود دانسته اند.

از همان آغاز اجرایی شدن حذف یارانه ها که در زمان احمدی نژاد کلید خورد، ریاضت کشی مردم پیش بینی شد. سوبسیدهای حذف شده تبدیل به منبع مالی برای دولت فاسد شد. بر همین منظر نقدینگی افزایش پیدا کرده و به جای رونق تولید و کار، بخشهای تجاری و قاچاق تنومند شدند. توسعه فقر و بی عدالتی و تشدید استثمار از جمله راهبردهای اولیه و فوری سیاست هدفمندی یارانه ها است.
برنامه اقتصادی دولت روحانی با تحمیل ریاضت کشی بیشتر بر مردم قرار است آغاز شود.

سخنگوی دولت روحانی روز شنبه 20 مهر وعده افزایش قیمتها را داد. وی از یک سو افزایش قیمتها و از سویی دیگر تنگ کردن شمار گیرندگان یارانه را خبر داد.
وی حتا قطع کامل یارانه ها را هم پیش بینی نمود. سخنگوی دولت روحانی، اعلام کرد که دولت برای پرداخت یارانه ها با کسری بودجه روبروست و این کسری بودجه با افزایش قیمتها تامین می شود. این ادامه همان سیاست احمدی نژاد است. افزایش قیمتها به بهانه پرداخت یارانه ها و با فریب تقسیم ثروت بین مردم. قیمتها افزایش پیدا می کنند، گیرندگان یارانه ها کمتر می شوند و از سویی دیگر افزایش قیمتها با پرداخت یارانه ها هیچ برابری ندارد. سرانجام این عمل تحمیل فقر، تنگدستی و ریاضت اقتصادی بر مردم است.

۱۳۹۲ مهر ۲۰, شنبه

تشدید تضادهای حکومتی در پی گفتگوی تلفنی



یکشنبه 21 مهر
تشدید تضادهای حکومتی در پی گفتگوی تلفنی
زینت میرهاشمی
گفتگوی تلفنی حسن روحانی و اوباما همچنان یکی از محورهای جدال باندهای حکومتی است. اظهار نظر ولی فقیه در روز شنبه 13 مهر و «بی جا» نامیدن برخی رویدادها در سفر روحانی به نیویورک، تضادهای حکومتی را وارد دور جدیدی کرد که همچنان ادامه دارد.
محمد جواد لاریجانی روز پنجشنبه ۱۸ مهر، گفتگوی تلفنی را «نقشه»ی اسرائیلیها دانست. وی گفت:«مذاکره و برقراری رابطه اوباما و روحانی نقشه ای بود که توسط رژیم صهیونیستی به راه انداخته شد».
سخن پراکنی لاریجانی را می توان اینگونه ترسیم کرد که حسن روحانی هم زیر نفوذ اسرائیلیها تن به این گفتگوی تلفنی و خوش و بش داده است. وی برای اثبات حرف خود به حرف خامنه ای استناد کرد و در حقیقت نظر ولی فقیه را به دلیل «یک ژست جدید در سیاست خارجی» ارائه داد که فاقد تغییر جدی است.

برخورد لاریجانی آن قدر شور بود که صدای قلم زنان روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی درآمد. مقاله نویس این روزنامه در شماره روز شنبه 20 مهر لاریجانی را یک «بازنشسته فکری» خطاب کرد و نوشت:«افرادی از قبیل شما بازنشسته فکری هستید و تلاشهایتان برای ابراز نظرهای بی پشتوانه هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد.»
موضع ولی فقیه در رابطه با گفتگوی تلفنی نشان دهنده ضعف وی برای مدیریت بحران حکومتی است. به عبارتی وی در قد و قواره ای نیست که بتواند بحران حکومتی را با نوشیدن جام زهر مهار کند. رفتار وی نه تنها این بحران را کاهش نخواهد داد بلکه آن را عمیق تر خواهد کرد.

۱۳۹۲ مهر ۱۹, جمعه

قطعنامه اتحادیه اروپا علیه جنایت در اشرف، شکست یک پروژه



شنبه 20 مهر
قطعنامه اتحادیه اروپا علیه جنایت در اشرف، شکست یک پروژه
لیلا جدیدی
قطعنامه اخیر پارلمان اروپا علیه جنایت ددمنشانه رژیم مالکی با همدستی خامنه ای در کمپ اشرف، در کمترین حالت نشان از شکست یک پروژه مزورانه و جنایتکارانه رژیم دارد. جمهوری اسلامی که اکنون وامانده مشغول "نرمش ذلیلانه" در برابر غرب است، نیاز به تشدید فشار در داخل و نمایش قدرت داشت. از این رو به اعدام، قتل و فشار بر مخالفان خود افزود و در نهایت با قتل عام در کمپ اشرف به این سیاست جنایتکارانه تداوم بخشید.

بیش از یک ماه پیش، در دهم شهریور، ساکنان اشرف با روشی تروریستی مورد هجوم نیروهای مزدور مالکی با همدستی و سناریو نویسی خامنه ای قرار گرفتند. 52 نفر به شکل وحشیانه ای به قتل رسیدند و 7 نفر مبارز مجاهد به گروگان گرفته شدند.

روز پنجشنبه (18 مهر)، پارلمان اروپا در اجلاس رسمی خود در استراسبورگ - فرانسه حمله به کمپ اشرف توسط نیروهای عراقی را به شدت محکوم کرد. پارلمان اروپا قطعنامه ای را تحت عنوان "خشونت اخیر در عراق" به تصویب رساند که از سوی تمامی گروه های سیاسی در پارلمان اروپا امضا و ارایه شده بود. در این قطعنامه همچنین آمده است، 7 نفر که گمان برده می شود در پایتخت عراق زندانی هستند، فورا و بدون قید وشرط باید آزاد شوند.

به گفته نماینده عالی اتحادیه اروپا، خانم اشتون، پارلمان اروپا از تلاش هیات کمک رسانی ملل متحد به عراق (یونامی) برای انتقال 3000 تن از ساکنان به خارج از عراق حمایت می کند.

قطعنامه پارلمان اروپا همچنین دولت عراق را که بند نافش به رژیم جمهوری اسلامی بسته شده، در بسیاری از زمینه های دیگر از جمله به دلیل پایمالی حقوق شهروندان خود محکوم کرده است.

اینکه جامعه جهانی همزمان با مذاکرات اتمی با جمهوری اسلامی به مساله حقوق بشر توجه داشته باشد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. جمهوری اسلامی به موازات عقب نشینیهای تاکتیکی خود در برابر طرف حسابهای خارجی اش تلاش می کند در داخل صدای کسانی را که سالها به سیاستهای خانمانسوز آن اعتراض کرده اند، خاموش کند.

ما خواستار این هستیم که در پی صدور قطعنامه هایی که نقض حقوق بشر را مورد انتقاد و سرزنش قرار می دهند، اقدامات عملی و فوری صورت گیرد. در عین حال، ضروری است که مساله حقوق بشر همواره در هر گونه مذاکرات با رژیم جمهوری اسلامی مطرح باشد. رژیمی که ثبات سیاسی خود را از سرکوب بی رحمانه شهروندانش به دست می آورد، هرگز نمی تواند طرف قابل اتکایی در مناسبات با جهان خارج باشد.

۱۳۹۲ مهر ۱۸, پنجشنبه

روحانی "اجازه" را ندارد، حال چه؟



آدینه 19 مهر
روحانی "اجازه" را ندارد، حال چه؟
منصور امان
پژواک جدال پُر سر وصدایی که گرد مُکالمه تلفُنی حُجت الاسلام روحانی با آقای اوباما درگرفته، رساتر از همه در میان طرفهای گُفتُگوهای اخیر وی در نیویورک شنیده خواهد شد. از این زاویه، آقای خامنه ای و باند او با یک خرابکاری جدی در ابتدای کار، به پروسه "نرمش قهرمانانه" وارد شده اند.

این پُرسش که تغییر لحن و ژست جانشین آقای احمدی نژاد در کشمکش هسته ای با غرب باور پذیر هست یا نه، موضوعی است که طرفهای خارجی "نظام" پاسُخ آن را به جریان عمل موکول ساخته اند. اما پیش از آن که این روند راستی آزمایی حتی به گردش بیافتد، مساله کلیدی که پیش فرض مُعامله به حساب می آید، یعنی توانایی واقعی دولت جدید رژیم مُلاها در وارد شدن به روند مزبور، زیر ذره بین آنها قرار دارد. چه، این مبنایی است که ژستهای نمادین حجت الاسلام روحانی را معنی می کند و مرز اقدامهای عملی او در آینده را نشان می دهد.

جناح پیروز در نمایش انتخابات ریاست جمهوری می گوید که مُوافقت آقای خامنه ای برای کاهش بُحران در روابط خارجی را کسب کرده است. آخرین بار آقای روحانی در سفر به نیویورک از طریق شبکه تلویزیونی "ای بی سی" اطمینان داد: "رهبر مُعظم ایران به دولت من اجازه داده است تا آزادانه در باره موضوعات مُذاکره کنم."

این ادعایی است که واکُنش منفی آقای خامنه ای و نزدیکان او به گُفتُگوی مُستقیم آقایان روحانی و ظریف با رییس جمهور و وزیر خارجه آمریکا آن را تایید نمی کند. تایید یا دستکم سُکوت "رهبر مُعظم" در برابر این تماسها، می توانست مُستند ترین مدرک از چراغ سبز وی به دولت جدید باشد، حال آنکه او به صراحت و به طور علنی به مُخالف با تحرُکات دیپلُماتیک دولت برخاسته و آن را "نابجا" خوانده است.

آقای خامنه ای بدینوسیله نه تنها علامت می دهد که با وجود جا به جاییها در دستگاه سیاسی، تغییری در هیرارشی تصمیم گیری به وجود نیامده، بلکه شکاف در هرم قُدرت بر سر محورهای استراتژیک "نظام" در سیاست خارجی را به سطح و نمایش همگانی درآورده است.

او و زیردستانش با تدبیر خرابکارانه خود، اینک باند رقیب و نماینده آن، آقای روحانی را در برابر دو گُزینه قرار داده اند؛ آنها باید یا روی ریلی که "رهبر" می گذارد و برایش "اجازه" صادر می کند حرکت کنند، یا برای عمل به آنچه که وعده داده اند، از خود مایه بگذارند و راه گشایی کنند.

آقای روحانی در نخُستین آزمون بین المللی برای اثبات اینکه دولت او با دولت گوش به فرمان و سپس فلج آقای احمدی نژاد تفاوُت دارد، موفق نبوده است. این اما هنوز پایان مُسابقه نیست.

۱۳۹۲ مهر ۱۶, سه‌شنبه

باند ولی فقیه زیر فشار "نظر سنجی"



چهارشنبه 17 مهر
باند ولی فقیه زیر فشار "نظر سنجی"
منصور امان
یک طرح لفظی پیرامون نظر سنجی از جامعه در مورد "رابطه با آمریکا"، باند آقای خامنه ای را به بسیج گُسترده برای حذف آن از موضوع سیاست داخلی برانگیخته است. این جدال می تواند نشانه ای از سر باز کردن یک ناهمگونی دیرینه و ریشه دار در ساختار سیاسی – ایدیولوژیک جمهوری اسلامی، یعنی کشمکش و تصادُم نهادهای انتخابی و انتصابی باشد.

حُجت الاسلام حسن روحانی، زمان کوتاهی پس از بازگشت از نیویورک، در واکُنش به انتقادها و حملات باند رقیب علیه ژستهای دیپلُماتیک او و هیات همراهش برای نزدیکی به آمریکا، اعلام داشت که به "دو دستگاه" دستور داده است "برای گرفتن نظر مردُم در مورد حرکت دولت در سفر به آمریکا" نظر سنجی کنند. او همچنین روشن کردن "درصد مُخالفان" را نیز بخشی از هدف این نظر سنجی خواند.

همانگونه که پیداست، انگیزه آقای روحانی از این اقدام، در منگنه قرار دادن رُقبا و ایجاد فضا برای خود با تهدید به وارد کردن ابزار "فشار از پایین" بود. بنابراین، اگر چه او و یا نزدیکانش در مورد "نظر سنجی" به اعلام کلی اکتفا کرده و به جُزییات و زاویه ها عملی آن نپرداختند، اما همین مُختصر نیز برای آشُفته کردن باند آقای خامنه ای کافی بود.

آنها در یک کارزار سراسری، با تاکید بر "تعیین سیاستهای کُلی نظام توسُط رهبری"، آقای روحانی را به "خارج شدن از حوزه اختیارات خود" و تلاش برای "مُنزوی کردن رهبری" مُتهم می سازند. همزمان، مُهره های نظامی – امنیتی باند مزبور تهدید می کنند که "به طور قطع نظرسنجی باعث تشنُج در جامعه خواهد شد".

این جبهه گیری سراسیمه و خشم آلود، برآورد باند آقای خامنه ای از میزان پُشتیبانی اندک جامعه از ماجراجوییهای خارجی اش را نمایان می سازد. آنها به این وسیله اعتراف می کنند که آنچه که "سیاستهای کُلی نظام" می نامند، فاقد مشروعیت اجتماعی است و بدون قهر دولتی، تاب ایستادگی حتی در یک نظر سنجی تشریفاتی را هم ندارد.

با این حال، بی گمان نه آقای روحانی تا مرز نمایش صف بندی جامعه علیه بُنیانهای سیاسی و خُطوط استراتژیک "نظام" پیش خواهد رفت و نه هماوردان وی بیم دست زدن وی به چنین اقدامی را دارند؛ برآشُفتگی آنها بیشتر از علامتی سرچشمه می گیرد که باند رقیب از قصد خود برای گشودن میدان جدال نهادهای انتخابی و انتصابی ارسال کرده است.

اجبار "قهرمانانه" ولی فقیه در تن دادن به نامزد باند رقیب در جریان نمایش انتخابات و توجیه آن با "حق اُلناس"، آخرین خودنمایی آثار شکست پروژه یکدست سازی نخواهد ماند. تازه شدن زخم ناهمگونی ساختاری رژیم ولایت فقیه، نشانه مُطمینی از این گمانه است.

۱۳۹۲ مهر ۱۵, دوشنبه

جهانشمول بودن حقوق بشر و موضع ارتجاعی حسن روحانی



سه شنبه 16 مهر
جهانشمول بودن حقوق بشر و موضع ارتجاعی حسن روحانی
زینت میرهاشمی
چگونگی بر خورد به حقوق بشر و التزام به رعایت آن، یکی از اساسی ترین معیارهای تشخیص دو جبهه ترقی و ارتجاع است. حقوق بشر، حقوقی جهانشمول است که باید شامل حال همه انسانها از هر رنگ، نژاد، ملیت، مذهب، قوم و جنسیت شود. هر اندیشه ای که بخواهد حقوق بشر را منوط به فرهنگ، دین و شرایط جغرافیایی کند، دیدگاهی ارتجاعی است که در عمل به گسترش نابرابریها و بی عدالتیها یاری می رساند.
البته حسن روحانی رئیس دولت یک رژیم دیکتاتوری است. بر همین منظر، از کسی که در بالاترین پستهای حکومتی و در تمامی جنایتهای رژیم شریک بوده نمی توان سخنی غیر از آنچه که در روز دوشنبه 15 مهر در باره حقوق بشر به سفیر هلند گفت، انتظار داشت. حسن روحانی در ملاقات با سفیر هلند بر همکاری خود در نقض حقوق مردم ایران تاکید گذاشت.
حسن روحانی گفت:«همه باید دقت کنیم موضوع حقوق بشر یک مساله سیاسی نشود و به این نکته توجه داشته باشیم که مساله حقوق بشر در هیچ کشوری کامل نیست و نواقصی دارد». کارنامه پور محمدی جنایتکار از جمله وزیران روحانی گوشه ای از «ناکاملی» حقوق بشر مورد نظر روحانی در ایران است که وی آن را «نقص» خطاب کرده است. وی گفت:«البته باید ضمن به رسمیت شناختن تفاوتهای فرهنگی یکدیگر، اصولی همچون آزادی بیان و تبادل اندیشه ها را مورد احترام قرار دهیم». تکیه بر تفاوت فرهنگی یعنی مشروع دانستن همه سرکوبگریها و نقض حقوق بشر در ایران. حقوق بشر به طور روزمره در شدیدترین و ارتجاعی ترین شکل توسط جمهوری اسلامی که حسن روحانی رئیس دولت آن است نقض می شود. مردم ایران همانند همه مردم جهان خواهان رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر هستند. تاکنون جمهوری اسلامی عهدنامه های بین المللی مربوط به حقوق بشر را به طور سیستماتیک نقض می کند و حتی با همین استدلال حسن روحانی کنوانسیون مربوط به رفع تبعیض در مورد زنان را امضا نکرده است.
جمهوری اسلامی با اندیشه حسن روحانی و تقسیم حقوق بشر به تفاوت فرهنگی جنایتهای بسیار در مورد مردم ایران مرتکب شده است. تاوان فرهنگ ارتجاعی رژیم دیکتاتوری را مردم ایران می پردازند و این موضوعی است که در شرایط فعلی پیش روی تمامی وجدانهای بیدار و فعالان حقوق بشر است که از تمامی نهادهای بین المللی برای فشار بر رژیم ایران جهت آزاد کردن زندانیان سیاسی و رعایت حقوق بشر استفاده کنند.

۱۳۹۲ مهر ۱۳, شنبه

نرمش قهرمانانه در پیچ و تاب شعارهای مرگ بر آمریکا



یکشنبه 14 مهر
نرمش قهرمانانه در پیچ و تاب شعارهای مرگ بر آمریکا
زینت میرهاشمی
صحبتهای ولی فقیه در روز شنبه 13 مهر و شعار «مرگ بر آمریکا» در نماز جمعه روز 12 مهر کام کسانی که به «تدبیر» روحانی و یک گفتگوی تلفنی با اوباما برای حل بحران جمهوری اسلامی دل خوش کرده اند را تلخ کرد.
اولین نماز جمعه بعد از اجرای پرده اول «نرمش قهرمانانه» در آمریکا، با شعار مرگ بر آمریکا و لگد کردن پرچم آمریکا و عکس اوباما به صحنه آمد. عکس رفسنجانی که در روزهای اخیر بار دیگر خمینی را به وسط ماجرا کشیده، به نشانه مخالفت در دست شعاردهندگان قرار داشت. رفسنجانی در کتاب خاطراتش به نام «صراحت نامه» نوشته است که خمینی با حذف شعار مرگ بر آمریکا موافق بوده است. این جمله همزمان با اعلام نرمش قهرمانانه از طرف خامنه ای بار دیگر مطرح شد.

خامنه ای در هنگام سفر روحانی به نیویورک، با اعلام سیاست «نرمش قهرمانانه» برد را برای خود و باخت را برای طرف مقابل در نظر گرفت. وی برای حفط باندهای رژیم چاره ای جز اعلام این سیاست نداشت. نرمشی که از آن تا کنون برداشتهای متفاوت شده است. در حالی که روحانی با سیاست برد-برد خود را وارد آزمونی برای برقراری رابطه کرده است. بر همین منظر اگر چه لابیهای جمهوری اسلامی تلاش فراوان کردند که صحبتهای کلی روحانی را تبدیل به ماده ای به  نفع جمهوری اسلامی در جهت رفع تحریها در اولین فرصت کنند، اما گفتگوی تلفنی تنها دستاورد روحانی تا کنون بوده است.
صحبتهای خامنه ای در روز شنبه 13 مهر، مادی شدن سفر هیات روحانی برای سیاست برد – برد را هم به چشم اندازی دور تبدیل کرد. وی گفت «ما از تحرک دیپلماسی دولت از جمله سفر نیویورک حمایت می کنیم» ولی «برخی از آن چه در سفر نیویورک پیش امد به نظر ما بحا نبود». روشن است که بخش مورد اعتراض خامنه ای گفتگوی تلفنی است. در حالی که گفتگوی تلفنی اوباما با روحانی به احتمال زیاد با توافق ولی فقیه صورت گرفته است. همچنین پرتاب لنگه کفش و شعارهای مرگ بر آمریکا و مخالفتهای تا کنونی در رابطه با آن مکالمه تلفنی هم بدون صلاحدید خامنه ای صورت نگرفته است.

مجموعه رویدادهای یک هفته اخیر تاکید بر این است که سرانجام حل بحران اتمی رژیم با نوشیدن جام زهر توسط ولی فقیه می تواند قابل حل باشد. «خوش و بش» ها و یا گفتگوی تلفنی و صحبتهای کلی تنها می تواند تحریمها را در کوتاه مدت به میزان اندک شل و سفت کند. چالش اصلی جامعه جهانی با رژیم ایران، دستیابی این رژیم به سلاح اتمی است. تا کنون جامعه جهانی این موضوع را نپذیرفته است.
سیاست ولی فقیه مبنی بر حرکت در مسیر برد کامل جمهوری اسلامی و سیاست روحانی مبنی بر برد – برد به شرطی می تواند مساله تحریمها را به تدریج برطرف کند که خامنه ای از دستیابی به سلاح اتمی صرف نظر کند. در غیر این صورت تضاد جامعه جهانی با جمهوری اسلامی بازهم تشدید خواهد شد.